تولد همسر عزیزم
عزیزتر از جانم میخواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست دوستت دارم ، تولدت مبارک ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
16:31
روزانه علی آقا
سلام خوشگلم بعداز چند وقت تونستم بیام به وبلاگت سر بزنم دلم تنگ شده بود برای وبلاگت این چند وقت که نیومدم کلی خبر دارم که برات بنویسم بعداز این که از مسافرت عیدمون اومدیم دو هفته بعدش همه از تهران اومده بودن خونه عمو حاج حسین اینا چون تو عید قرار گذاشتند که آخر هر ماه خونه یکی از فامیل ها شام بریم این ماه هم افتاده بود خونه عمو حاج حسین 27 اردیبهشت هم قراره بریم خونه دایی ذوالفقار هفته بعدش هم رفتیم تهران به فامیل ها سر بزنیم خلاصه تو این چند هفته کلی مشغول بودیم قبل از اینکه روز مادر بشه عمه الهام عمل کرده بود رفتیم به اون هم سر زدیم و روز بعدش عمه نفیسه مولودی داشت رفتیم مولودی که تا جمعه اونجا بودیم کلی بهت خوش گذش...
نویسنده :
مامانی و بابایی
16:12
روز مادر مبارک
مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد. ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
16:12
مسافرت نوروز 92
سلام خوشگلم این عکس هایی که تو مسافرت ازت گرفتم اینجا خونه اقاجون مامان یکم عکست بد افتاده رفته بودیم سر مزار اینجا هم خونه بابا بزرگم که خیلی دوستشون دارم 3تایی رفته بودیم دریا ی بابلسر خیلی بهت خوش گدشت کلی با ماسه ها بازی کردی بابا هم باهات همکاری میکرد سیزده بدر رفته بودیم کرمچگان که یکی از روستاهای قم هوا خیلی سرد بود ولی خیلی خوش گذشت با عمو حاج علی و خانوادش رفته بودیم پارک جنگلی سرخه حصار این دو تا دخمل های خوشگل اناهیتا و ارمیتا هستن ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
15:24




